یادداشت
به گزارش پایگاه خبری سفیر اورامانات؛ در این بستر، «سواد رسانهای» تنها یک مهارت آموزشی نیست، بلکه تبدیل شده است به یک «سنگر استراتژیک». همانطور که در جبهههای فیزیکی، پدافند غیرعامل و خندقها جان سربازان را حفظ میکنند، در جنگ شناختی، سواد رسانهای، سپری است که از ذهن و روان جامعه در برابر حملات روانی و افکار انحرافی محافظت میکند.
ماهیت جنگ ادراک و تهدیدات آن
جنگ ادراک، جنگی است که در آن هدف، تغییر دیدگاهها، باورها و رفتارهای جامعه هدف است. دشمن با استفاده از ابزارهای رسانهای مدرن، شبکههای اجتماعی، و پلتفرمهای ارتباطی، سعی در ایجاد دو قطبیسازی، گسترش ترس و ناامیدی، و تضعیف اعتماد عمومی به نهادها دارد.
از جمله تهدیدات اصلی در این جنگ:
۱. شایعات و اخبار جعلی
اطلاعاتی که بدون سند و مدرک منتشر میشوند و گاهی برای مدتها در فضای مجازی پخش میشوند.
۲. سکوت استراتژیک: وقتی رویدادهای مهمی رخ میدهند، اما رسانهها نسبت به آنها سکوت میکنند. این سکوت هم میتواند توطئهای از سوی دشمن باشد تا حقایقی را پنهان کند.
۳. تغییر بستر گفتگو: وقتی دشمن سعی میکند بحث را از مسائل اصلی به حاشیه ببرد.
۴. جنگ روانی: استفاده از تصاویر گمراهکننده، تدوینهای نادرست و نقلقولهای بیبستر برای ایجاد ناامنی و بیاعتمادی.
سواد رسانهای؛ دژ دفاعی غیرعامل
سواد رسانهای در این بستر، به معنای توانایی درک، تحلیل، ارزیابی و تولید پیامهای رسانهای است. این مهارت شامل چند رکن اصلی است:
– تشخیص منبع: آیا این منبع معتبر است؟ آیا سابقه دارد؟ آیا نفعی در پشت این خبر است؟
– تفکر انتقادی: آیا میتوانم خودم این خبر را بررسی کنم؟ آیا شواهدی برای آن وجود دارد؟
– تحلیل محتوا: چه چیزی در این متن گفته شده؟ چه چیزی گفته نشده؟ چه لحنی وجود دارد؟
– شناسایی انگیزه: چه کسی این پیام را منتشر کرده؟ چرا این کار را کرده است؟
– ارزیابی اعتبار: آیا این خبر با سایر منابع موافق است؟ آیا در سایتهای رسمی تأیید شده است.
امروز، میدان نبرد نه تنها در مرزهای جغرافیایی، بلکه در لایههای پنهان ادراکِ عمومی جریان دارد. در شرایطی که دشمن با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و بمباران هدفمند اطلاعات، بهدنبال تسخیر ذهنها و تغییر باورهای جامعه است، لزوم بازنگری در راهبردهای دفاعیِ شناختی بیش از پیش احساس میشود. در این میانه، «سواد رسانهای» فراتر از یک مهارت فردی، بهعنوان یک ضرورت امنیت ملی و پدافند غیرعامل، نقشی تعیینکننده ایفا میکند.
جنگ ادراک؛ فراتر از مرزهای سخت
جنگهای مدرن، جنگهایی مبتنی بر «روایتگری» هستند. هدف نهایی دشمن در این کارزار، تنها ارائه اطلاعات نادرست نیست؛ بلکه مراد، مدیریت ادراک عمومی، ایجاد گسلهای اجتماعی، تضعیف اعتماد به نهادهای مرجع و در نهایت، فروپاشی انسجام درونی است. در چنین وضعیتی، هر شهروند در خط مقدم یک نبرد نرم قرار دارد؛ نبردی که سلاح آن «اطلاعات» و سپر آن «سواد رسانهای» است.
سواد رسانهای؛ دژ مستحکم پدافند شناختی
سواد رسانهای، توانمندیِ دسترسی، تجزیه و تحلیل و ارزیابیِ نقادانه پیامهای رسانهای است. این مهارت در قامت یک دژ دفاعی، جامعه را به مؤلفههای زیر مجهز میکند:
۱. تفکر انتقادی و راستیآزمایی: تجهیز شهروندان به پرسشگری در برابر هر دادهی دریافتی. اینکه بدانیم هر پیامی، لزوماً آینه حقیقت نیست.
۲. شناسایی جریانهای انحرافی: توانایی در تشخیص جهتگیریهای پنهان، لحنهای القایی و تکنیکهای برجستهسازی یا بایکوت خبری.
۳. خروج از انفعال: گذار از جایگاه «مصرفکننده صرفِ پیام» به جایگاه «تحلیلگرِ فعال» که پیش از هرگونه بازنشر، صحت و منبعِ خبر را به چالش میکشد.
در این مقطع حساس، هر کنشگرِ فضای مجازی باید بداند که «بازنشرِ کورکورانه»، بهمثابه همسویی ناخواسته با عملیات روانی دشمن است. در جنگِ ادراک، سکوتِ هوشمندانه و یا انتشارِ اخبارِ مستند و تأییدشده، ارزشی همتراز با فعالیتهای میدانی دارد. صیانت از امنیت روانی جامعه، مستلزم آن است که قبل از انتشارِ هر پیام، دو پرسش کلیدی را در ذهن مرور کنیم: «آیا این پیام به انسجام عمومی کمک میکند؟» و «آیا منبع این پیام معتبر است؟»
استقلال فکری و امنیت روانی جامعه، در گروِ هوشیاریِ آحادِ مردم است. تجهیز به سواد رسانهای، یک ضرورتِ استراتژیک است که باید به یک گفتمان عمومی و فرهنگِ ملی بدل شود. اگر بپذیریم که دشمن با اخبارِ جعلی به دنبالِ تسخیرِ ذهنِ ماست، پس سوادِ رسانهای، سنگرِ مستحکم و ابزارِ غیرقابلانکارِ ما برای حفظ این خاکریزِ ذهنی است.
بیاییم با ارتقای سطح تحلیل و آگاهی، این سنگر را چنان مستحکم کنیم که هیچ تیرِ زهرآگینی از فریب و تزویر، در آن نفوذ نکند.
یادداشت؛ بهمن کریمی فعال رسانهای


