به گزارش پایگاه خبری سفیر اورامانات؛ ایران با قدمتی چندهزارساله، همواره در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار داشته و دشمنان بیرونی با طراحی نقشههای گوناگون، کوشیدهاند تا این کهنبوم را از درون متلاشی کنند. اما آنچه همواره این توطئهها را نقش بر آب ساخته، نیروی وحدت ملی و انسجام اجتماعی بوده است. نیرویی که دشمن از آن به عنوان «تهدید راهبردی» یاد میکند و تمام توان خود را برای تضعیف آن به کار گرفته است. این نیرو، نه یک احساس زودگذر، که یک الزام عقلانی و تاریخی برای بقا و تعالی این مرزوبوم محسوب میشود.
تاریخ معاصر ایران، نمایشگاهی از تابلوهای درخشان اتحاد ملی است. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، بزرگترین حماسهی همبستگی بود. جایی که اقوام، مذاهب و جناحهای سیاسی با تمام اختلافنظرها، یکصدا علیه نظام وابسته به بیگانه قد برافراشتند و تاجوفلک را بر هم ریختند. هشت سال دفاع مقدس نیز گواهی دیگر بر این حقیقت است. آنگاه که جوانانی از کردستان تا بلوچستان و از آذربایجان تا خوزستان، با دستهایی به هم گرهخورده، در برابر ارتش مجهز بعثی ایستادگی کردند و اجازه ندادند وجبی از خاک میهن به دست دشمن بیفتد. رمز این پیروزیها چیزی نبود جز اتحادی که دشمن را مبهوت و مأیوس ساخت. این تجربهی تاریخی، به روشنی نشان میدهد که هرگاه ملت ایران در کنار هم قرار گرفته، طوفانهای سهمگین دشمن نیز نتوانسته خللی در ارادهی ملی ایجاد کند.
اما امروز، دشمن که این رمز را به خوبی دریافته، بیش از هر زمان دیگری بر طبل تفرقه میکوبد. جنگ ترکیبی و نرمی که طی سالهای اخیر به راه افتاده، دقیقاً بر محور شکافاندازی میان اقوام، مذاهب، نسلها و جناحهای سیاسی طراحی شده است. شبکههای معاند و رسانههای خارجی با سرمایهگذاری کلان، تلاش میکنند اختلافات جزئی را به بحرانهای بزرگ تبدیل کنند تا از دل انشقاق داخلی، منافع خود را تأمین نمایند. تحریمهای ظالمانه، ترورهای هدفمند، پروژههای نفوذ و جنگ روانی گسترده، همگی شاخههایی از یک درخت توطئهاند که ریشه در انکار وحدت ملی دارند. دشمن به خوبی میداند که ایران متحد و یکپارچه، شکستناپذیر است، از این رو تمام توان خود را بر تضعیف این پدیدهی راهبردی متمرکز ساخته است.
اتحاد، نه به معنای یکرنگی و یکصدایی، بلکه به معنای همافزایی در عین تنوع است. ایران سرزمینی با گنجینهای از فرهنگها، گویشها و آیینهای متفاوت است و این تنوع، سرمایهای عظیم به شمار میرود. اقوام لُر، کرد، بلوچ، ترکمن، عرب، فارس، آذری و دیگر گروههای قومی، هر یک با پیشینهی درخشان خود، پازل هویت ملی را کامل میکنند. انسجام ملی یعنی احترام به حقوق تمام این اقوام و مشارکت دادن آنان در سرنوشت کشور. یعنی پذیرفتن این اصل که خاک ایران به تمام اقوام تعلق دارد و مرزهای مصنوعی نمیتواند این پیوند دیرینه را بگسلد. دشمن با بزرگنمایی اختلافات قومی و مذهبی، میخواهد این سرمایه را به ویرانه تبدیل کند، اما اگر ملت آگاه باشد، این دام را خواهد شناخت و از آن عبور خواهد کرد.
برای حفظ و تقویت این اتحاد، راهکارهای روشنی پیش روست. نخست، آگاهیبخشی و روشنگری رسانههای داخلی است. مردم باید بدانند هر موج تفرقهافکنی، چه با شعار قومیت، چه با شعار مذهب و چه با شعار نسلی، از سوی دشمن هدایت میشود و هدفی جز تجزیه و تضعیف کشور ندارد. دوم، عدالت محوری در همهی عرصهها. هرگونه تبعیض، چه اقتصادی، چه فرهنگی و چه سیاسی، بستر مناسبی برای نفوذ دشمن فراهم میکند. دولتمردان باید با رفتار منصفانه با تمام اقشار و مناطق، پیوندهای ملی را استحکام بخشند و اعتماد عمومی را جلب کنند. سوم، گفتگوی ملی و مدارای سیاسی. فضایی که گروههای مختلف بتوانند نظرات خود را در چارچوب قانون بیان کنند، بدون آنکه به یکدیگر برچسب خیانت یا دشمنی بزنند، خود سپری در برابر توطئههای بیرونی است.
در شرایط امروز که تحریمهای اقتصادی فشار مضاعفی بر معیشت مردم وارد ساخته، نقش اتحاد بیش از پیش برجسته میشود. دشمن از دل همین مشکلات اقتصادی میخواهد بهانهای برای نارضایتی عمومی بیابد و آن را به شورش و هرجومرج تبدیل کند.
اما اگر مردم بدانند پشت این گرانیها و کمبودها، نقشهای هدفمند برای فروپاشی ایران نهفته است، با صبوری و همدلی، توطئه را خنثی خواهند کرد. اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبری بارها بر آن تأکید شده است، نه یک شعار، بلکه راهبرد عملیاتی است که فقط با مشارکت همگانی و انسجام میان تولیدکننده و مصرفکننده، دولت و ملت، کارآمد خواهد شد. در چنین فضایی، دشمن که به دنبال به هم ریختن نظم اجتماعی است، با صفهای به هم فشردهی ملت مواجه میشود که کمر به حل مشکلات بستهاند.
در میدان سیاست خارجی نیز اتحاد داخلی، قدرت چانهزنی ایران را افزایش میدهد. وقتی دشمن ببیند ملت ایران پشت سر نظام و یکدیگر ایستادهاند، دست از زیادهخواهی برمیدارد و به میز مذاکره میآید. تاریخ ثابت کرده است که هرگاه ایران دچار دوگانگی داخلی شده، هزینهی سنگینی پرداخته است. از قراردادهای تحمیلی دوران قاجار تا کودتای ۲۸ مرداد و حتی برخی شکستهای دیپلماتیک معاصر. اما هرگاه صدای واحد ملت طنینافکن شده، حتی ابرقدرتها نیز در برابر آن سر تعظیم فرود آوردهاند. این قاعدهی طلایی سیاست، بارها در رفتار غرب با ایران دیده شده است.
اتحاد و انسجام، یک مقولهی یکباره و مقطعی نیست. فرایندی است پویا و نیازمند مراقبت دائمی. نسل جوان امروز که با فضای مجازی و پیچیدگیهای جنگ شناختی آشناست، اگر با روایتهای درست از تاریخ و واقعیتهای امروز مواجه شود، قویترین سرباز این جبههی نرم خواهد بود. آموزش و پرورش، دانشگاهها، مساجد و رسانهها همگی باید در تقویت این گفتمان نقش خود را ایفا کنند و از هرگونه افراطگری که به شکاف دامن میزند، پرهیز نمایند. همچنین نهادهای مدنی و تشکلهای مردمی میتوانند با برگزاری نشستهای هماندیشی و برنامههای فرهنگی مشترک، بسترهای تعامل و نزدیکی اقوام و گروههای مختلف را فراهم آورند.
ملت ایران با تمام فراز و نشیبهای تاریخی، همچنان ایستاده است، زیرا ایمان دارد که رمز ماندگاری او در گرو اتحاد است. این رمز، نه یک شعار خوشآیند، که یک حقیقت راهبردی است. حقیقتی که دشمن از آن هراس دارد و دوست بر آن غبطه میخورد. اگر این رمز را پاس بداریم، هیچ توطئهای نمیتواند این درخت تنومند را از ریشه برکند. و اگر غافل شویم، تاریخ به ما درس تلخی خواهد داد که دیگر فرصت جبران نباشد. بیایید با همدلی، با گذشت از کینههای کوچک، با احترام به تنوع و با اعتماد به آینده، ایران را مقتدرانه به پیش ببریم. چرا که اتحاد و انسجام، نه یک باور قلبی، که یک الزام عقلانی و تاریخی برای بقا و تعالی این مرزوبوم است و در سایهی آن، هیچ نقشهی دشمنی به سرانجام نخواهد رسید.
یادداشت : بهمن کریمی


