به گزارش پایگاه خبری سفیر اورامانات؛ مهدی تعجبی، شاعر و طنزپرداز ایرانی، در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در شهر همدان متولد شد. او از دوازدهسالگی به سرودن شعر روی آورد و از همان سالهای نخست، شعر را ابزاری برای بیان نگاه انتقادی خود به مسائل اجتماعی و شرایط زمانه قرار داد. بخش مهمی از سرودههای او در قالب طنز شکل گرفت؛ طنزی که با زبانی ساده و قابل فهم، به نقد مسائل اجتماعی و فرهنگی میپرداخت.
بخشی از فعالیتهای ادبی او با نشریه طنز «توفیق» گره خورده است. انتشار یکی از اشعار انتقادی وی درباره وضعیت حجاب و گسترش فرهنگ برهنگی در دوران پهلوی در این نشریه، موجب حساسیت ساواک شد و او را تحت تعقیب قرار داد. به همین دلیل تعجبی برای مدتی ناچار بود محل زندگی خود را به طور مداوم تغییر دهد؛ وضعیتی که سبب شد تخلص «آواره همدانی» را انتخاب کند.
شعری با عنوان «خوش است» در سال هفتم مجله توفیق ماهانه، در آذر ۱۳۴۷ منتشر شده را میخوانیم:
دیدن چهره دلجوی تو از دور خوش است
وصف زیبایی تو پیش یکی کور خوش است
با تو همصحبتی اندر شب تاریک رواست
دوری از پیش تو آنگه که بود نور، خوش است
چشم شهلای تو تشبیه نمودن به عدس
گفتن گردن تو حقه وافور، خوش است
هست بی شبهه دماغ تو چو قنداق تفنگ
گر بر آن نیش زند یک دو سه زنبور، خوش است
کلهات صاف بود عین کدو حلوائی
رنگ پوستیش، اگر که بکنی بور، خوش است
هست آواز تو بیساز، بسی گوشخراش
تا نفس تازه کنی نغمه سنتور خوش است
لنگه کفشی چو زدی بر سر مخلص، گفتم:
بخدا خوردن گرز از کف تیمور، خوش است!
شعر دیگری دارد با نام «وارث اصلی» که درباره عمهای بیمار سروده است و در سال نهم همان مجله در مهرماه ۱۳۴۹ چاپ شده:
مرگ آمد عمهام را برد، دور از عمهتان
مدت یک هفته کارم بود زاری و فغان
از سه ماه پیش، ناگه او زد و بیمار شد
عاقبت هم بینوا شد، رهسپار آن جهان
وعده میدادم به خود هر دم که تنها وارثی
زین جهت گردد نصیبم ثروت و پول کلان
لیک شد معلوم مخلص ثروت سرشار او
رفته تا یک شاهی آخر به جیب دکتران
دست آخر هم شده مقروض بر مردم بسی
ماندهام این بنده و سیل طلبکار این میان
در حقیقت بود او را وارث اصلی طبیب
وارثی که مال، اول برد و آخر نیز جان!
تعجبی در میان شاعران طنزپرداز به دلیل توانایی در بیان نقدهای اجتماعی با لحنی شوخطبعانه شناخته میشود. او در اشعار و نوشتههای خود، موضوعات روز جامعه را دستمایه قرار میداد و با استفاده از تصویرسازیها و تشبیههای خلاقانه، نگاهی انتقادی به مشکلات و ناهنجاریهای اجتماعی ارائه میکرد. زبان محاورهای، بیان روان و نزدیکی به فضای گفتار روزمره از ویژگیهای سبکی آثار او به شمار میآید و همین امر باعث میشد مخاطبان گستردهتری با اشعارش ارتباط برقرار کنند.
از مهدی تعجبی علاوه بر اشعار طنز، نوحهها و سرودههای مذهبی نیز بر جای مانده است. مجموعهای از این آثار با عنوان «آواره» توسط انتشارات آرامدل منتشر شده است. این شاعر سالهای پایانی عمر خود را در فردیس کرج گذراند. او پس از حدود یک سال و نیم بستری بودن در منزل بر اثر سکته، سرانجام در ظهر روز ۲۷ آبان ۱۳۹۳ درگذشت و در آرامگاه سرحدآباد کرج به خاک سپرده شد.
منبع: مهر
انتهای خبر


